لباسهای ماندگار در سینما: اهمیت طراحی لباس بر شخصیتپردازی و باورپذیری فیلم و تأثیر سینما بر جهان مد.
میان رسانههای جمعی گوناگون در جهان، میتوان گفت که سینما محبوبیتی خیلی بیشتر دارد.
سینما نهتنها فقط یک سرگرمی بلکه بازتابی از فرهنگ و هنر یک سرزمین است و میتواند ارزشهای انسانی خلق کند یا به آنها معنایی دیگر بدهد. سینما این قدرت را دارد که احساسات متفاوت، فردی و اجتماعی، را برانگیخته کند، باعث ایجاد جریانهای تند و اثرگذار بر زندگی روزمره یا جمعی شود و بهنوعی یک دریچه بهسمت درک بیشتر زیبایی و آشنایی گستردهتر با فرهنگ کشورهای دیگر باشد.
از آنجا که فرهنگ یک جامعه وابسته به تفکرات، سلیقه و دانش آدمهای آن جامعه است، فشن و مد نیز بر تمامی ابعاد فرهنگی و هنری میتواند با شدت بالایی اثرگذار باشد.
هنر سینما لبریز از داستانسرایی است. تخیل در سینما نامحدود بوده و به آرزوها و رؤیاهای هر آدم برمیگردد. وقتی غرق در سینما و یا تماشای یک فیلم میشویم، بیشک به جهان فکری کارگردان و نویسندۀ فیلمنامه قدم میگذاریم. هر صحنه از یک فیلم از آنرو پربار و جالب است که پر از جزئیات بیشمار است. رنگها، قابها، چیدمان صحنه، لباسها و دیالوگها در یک فیلم میتوانند تا حد زیادی در ذهن مخاطب ماندگار شوند. هر فیلم در سینما به یک تاریخ، فرهنگ و زبانی خاص تعلق دارد، پس وقتی یک فیلم از سینمای آمریکا یا فرانسه تماشا میکنیم با سلسلهای از مفاهیم روبهرو هستیم که در فرهنگ این کشورها بهصورت بهخصوص جایگاهی ویژه و پررنگ دارد.
درست از زمانی که سینما به روزمرۀ انسان پیوند خورد و وارد سبک زندگی او شد، جامعه شاهد تغییرات زیادی در تفکر و سلیقۀ هر نسل با نسل قبل از خود شد. سینما در هر دورهای روشنگری کرد و رسالت خود را به پایان رساند.
مد در سینما میتواند موقعیت تاریخی، فرهنگی و هنری هر کشور را به جهان بیرون نشان دهد. طراحی لباس در سینما به تخصصی بسیار مهم تبدیل شده است که میتواند منبعی قوی برای بررسی تاریخ و فرهنگ جامعه در بازۀ زمانی خاص باشد. از اینرو کارگردانان مهم و نویسندگان حرفهای در فیلمسازی و شخصیتپردازی به طراحی لباس برای شخصیتهای فیلم بهصورت دقیقتر و موشکافانهتر نگاه میکنند. طراحی لباس و مد میتواند بر ماندگاری یک صحنه در تاریخ سینما بسیار اثرگذار باشد.
در این یادداشت به مد در سینما و اهمیت طراحی لباس در فیلمهای مشهور جهان میپردازیم.
چرا لباسها در فیلمها مهماند؟
در انتخاب لباس بازیگران نکتههایی وجود دارد که اگر طراح لباس به آنها دقت نداشته باشد، کیفیت فیلم را دستخوش تغییراتی اساسی میکند. در ابتدا این نکته قابلتوجه است که لباس شخصیتهای داستانی هویت آنها را میسازد، به همین دلیل با توجه به دیدگاهها، شغل، علائق و امیال درونی شخصیت اصلی داستان، لباسها طراحی میشوند. علاوهبر این نکته باید درنظر گرفته شود که لباسها در طول داستان میزان ثروت شخصیت داستان را نیز مشخص میکنند. بنابراین آگاهی کامل به این موضوع مهم است که داستان در چه بازۀ زمانی رخ میدهد و شخصیت داستان در کدام طبقۀ اجتماعی جای میگیرد؟ آیا لباسهای او بهتر است دارای زرقوبرقی جذاب باشد یا اینکه ساده و بیتزئین؟
برای مثال در فیلم زنان کوچک که در سال 2019 ساخته شد، دقت به جزئیات انتخاب لباس، حتی نوع پارچۀ آنها، رخدادها را بسیار باورپذیر کرده و احساسات تماشاگر را تحتتأثیر قرار میدهد. داستان زنان کوچک قصهای است که در سالهای میانی قرن نوزدهم رخ میدهد. بیشتر لباسها با رنگی الهام گرفته از گلهای بهاری و طیف رنگهای طبیعت در فصل بهار، با تزئین منجوق، پولک، تور و حریر طراحی شدهاند و کاملا فضای ذهنی نویسندۀ رمان را، هنگام نوشتن و خلق آن، تداعی میکنند. قابهای سینمایی این سریال با تأکید بر ظرافت و اصالت لباسها، مانند صحنههای نقاشی، در ذهن تماشاگر ماندگار شد.
لباسها داستان فیلم را باورپذیرتر میکنند.
اگر در یک فیلم لباسها با شخصیتها و اتفاقهای قصه همخوانی داشته باشند و آنقدر خوب انتخاب شده باشند که مخاطب احساس نکند به چیزی اضافی در صحنه برخورده است، بیشک آن داستان در ذهن تماشاگر برای همیشه ثبت میشود. به همین دلیل است که تمامی جزئیات صحنه حتی آرایش موهای شخصیتهای داستان اهمیتی بسیار دارد. تماشاگر هنگام دیدن ترکیبهای موفق میان بازیگر و لباس و همچنین چیدمانهای بهجا و مطابق با فضای داستان، بارها میتواند خود را به جریان اصلی فیلم بسپارد و آن را هیچوقت از یاد نبرد.
در بعضی از فیلمها، انتخاب و تأیید نهایی لباس بازیگر مهمترین و زمانبرترین مرحله از آمادهسازی صحنه است چراکه دقت و بیدقتی در این مرحله این قدرت را دارد که از فیلم یک شاهکار بسازد یا آن را بهآسانی خراب کند.
برای مثال سریال معروف و موفق پیکیبلایندرز، استایلهای زنانه و مردانهای را بهنمایش میگذارد که بهخوبی در آن به شخصیتهای داستان، که پس از جنگ جهانی و در انقلاب صنعتی انگستان سرگردان شدهاند، پرداخته شده. داستان در سالهای 1890 تا 1910 اتفاق میافتد. پالتوهای سنگین بلند و کلاههای پشمی در طیف رنگهای خاکستری تا سیاه، ساعت جیبی زنجیردار، پیراهنهای مردانه و کلاسیک راهراه، نوعی قدرت ویرانگر، میل به خشونت، طمع و جمع کردن ثروت را نشان میدهد که پشت استایلهای رسمی، اتوخورده و شیک پنهان شده است. درواقع هدف اصلی بازتعریف این داستان واقعی، نشان دادن امیال پیچیده و عجیب انسان بوده است که گاهی هم با احساساتی لطیف مانند عشق میآمیزد.
فیلمها و سریالهای معروف و اثرگذاری بر مد
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین آثار سینما و تلویزیون که بر صنعت مد و شیوۀ پوشش در جامعه اثر بسیاری گذاشت، سریال محبوب و کمدی فرندز بود. بازیگران پرانرژی این سریال، با نقشهای مهم و ماندگاری که بازی کردند، توانستند بر صنعت مد تأثیر چشمگیری بگذارند. این شش دوست، که هر کدام شخصیتپردازی متفاوتی داشتند، با انتخاب صحیح لباسهایشان پررنگتر هم دیده شدند، از چندلر بینگ که شخصیتی شوخ و رک داشت و با انتخاب لباسهای مینیمال، در طیف رنگهای خنثی، گرفته تا ریچل گرین که همیشه خوشپوش دیده میشد و لباسهایش را آگاهانه با هم ترکیب میکرد تا به استایل نیمهرسمی و همیشه شیکش برسد.
شخصیت مهم دیگر این سریال که بر مد آن روزها اثر بسیاری گذاشت فیبی بوفی بود که با هدف زندگی سالم تلاش میکرد سازگار با محیط زیست رفتار کند. لباسهای بهظاهر ارزان و رنگارنگ فیبی با زیورآلاتی بزرگ و پرنقشونگار تزئین میشد. گوشوارهها و گردنبندهایی با رنگهای تند انتخاب میکرد، با دامنهای بلند که با پارچههای طرحدار دوخته شده بودند و کیفهای بزرگ براق که همگی به نمادی از فیبی، با آن سرگذشت مرموز، بانمک و عجیبش، تبدیل شده بودند.
سریال فرندز حتی بر سبک زندگی خیلی از آدمها، از زمان خودش تا به امروز اثر گذاشته است. این اثر موفق تلویزیونی بارها برندۀ جایزه شد و هنوز که هنوز است در سراسر جهان به مخاطبهایش اضافه میشود.
فیلم سینمایی دیگر و مهم که بر استایل زنانه آن زمان بسیار اثرگذار گذاشت، فیلم آنیهال با بازی دایان کیتون بود.
کتوشلوار مردانهای که زن شخصیت اصلی داستان، آنیهال با بازی دایان کیتن، به تن میکند، شروع جریانی شد که در آن، زنها به پوشیدن و استایل کردن لباسهای مردانه، مانند کت، شلوارهای پارچهای و پلیسهدار، پیراهنهای با یقۀ مردانه و حتی کراواتهای کلاسیک روی آوردند. این فیلم به کارگردانی وودی آلن به جریان روانشناختی و فلسفی زندگی یک کمدین میپردازد که با ورود آنی هال به زندگیاش، باورهایش تغییر میکند و تلاش میکند خود را به او نزدیک کند. دایان کیتن در این فیلم، زنی اهل فلسفه و سینماست که مردانه لباس میپوشد و به چهارچوبهای مرسوم زمان نسبت به زندگی زنان، قانونهای اجتماعی و تفکرات سیاسی اعتراض دارد. او بهنوعی برای فرار از چنگ بایدنبایدها رفتاری متفاوت در پیش میگیرد و اینچنین استایلهای مردانهای با شخصیت قدرتطلب او همخوانی دارد.
کتوشلوار دایان کیتن پس از نمایش این فیلم به نمادی از یک زن روشنفکر که با دقت در همهچیز عمیق میشود و عمیق میاندیشد تبدیل شد و خیلی از زنان به پوشیدن لباسهای مردانه علاقه نشان دادند.
فشن، سینما و جدالی برای نمایش
سینما میان دیگر هنرها موفق شد بیشترین اثر را نیز بر شرایط اقتصادی برندهای لباس بگذارد. برندها در تلاش بودند که از اتاقهای طراحی و ویترینهای رو به خیابان، به تن بازیگران سینما و ستارههای موسیقی در فرشهای قرمز، در درخشش نور صحنهها و روبهروی فلشهای دوربینهای عکاسی برسند. در این میان چندین طراح معروف مد موفق شدند بهصورت خیلی حرفهای با سینماگران فعالیت کنند.
در سینمای کلاسیک فیلمهایی مانند صبحانه در تیفانی، لباس سراسر مشکی آدری هپبورن، با دستکشهای بلند و گردنبند چندلایۀ مروارید که برند هبرت دی گیونچی آن را طراحی کرده بود، بسیار سروصدا کرد، بر سردر سینماهای آن زمان تا سالها حک شد.
همچنین در سینمای موج نوی فرانسه، برای فیلم سینمایی سال گذشته در مارینباد، دلفین سریگ، بازیگر اصلی فیلم، لباسهایی که کوکو شنل آنها را طراحی کرده بود، به تن داشت، لباسهایی با پارچههای سبک، پارچههای تور و اکسسوریهای بسیار کلاسیک و ساده.
این فیلم به کارگردانی آلن رنه و طراحی لباس کوکو شنل، در تاریخ سینمای فرانسه و جهان ماندگار شد.
میان کارگردانانی که از دیرباز با جهان مد ارتباط نزدیکی داشتند و بهشدت بر استفاده از لباسهای ویژه بر تن بازیگران اصلی فیلمهایشان حساس بودند، میتوان به کارگردانهای فیلمهایی مانند فیلم جیمز باند و گتسبی بزرگ هم اشاره کرد که با همکاری طراحانی همچون تام فورد و پرادا صحنههای بسیار ماندگار با قابهای زیبا خلق کردند و در تاریخ سینما درخشان و ماندگار شدند.
بعد از گذر از دوران درخشان سینمای کلاسیک، زرقوبرق در سینما، بهخصوص سینمای هالیوود، بیشتر شد و مصرفگرایی و تجملگرایی به اوج خود رسید.
سریال دیگری که اخیرا با محوریت موضوع مد و فشن ساخته و پرداخته شد، سریال امیلی در پاریس بود که با لباسهای رنگارنگ و اکسسوریهای بزرگ و درخشان، آمیخته به رنگهای تند و ترکیببندیهای حتی عجیب، بازتاب متفاوتی از فرهنگ مد را به همراه داشت. در این سریال، در تمام صحنهها لباسی نو بر تن تکتک بازیگران بهنمایش گذاشته شده. برندهایی همچون شنل، دیور و بربری نقش مهمی در طراحی لباس این سریال داشتند. در واقع میتوان گفت که این سریال، که اتفاقاتش در شهر پاریس رخ میدهد، به صحنههای نمایش مد و اکسسوری، برای برندهای متفاوت تبدیل شد.
استفاده از رنگهای سرزندهای مانند صورتی پررنگ، زرد و نارنجی، آبی تند و طیف سبزها، در طراحی لباسهایی که امیلی، شخصیت اصلی سریال، به تن کرده است، نشان از شخصیت پرشور او دارد. همینطور زیادهروی سریال در استفاده از رنگها و استایلهای پر زرقوبرق و شلوغ، مورد انتقاد قرار گرفت.
بعض از منتقدین سریال امیلی در پاریس را فانتزی میدانند و معتقدند که زندگی در شهر شلوغ و بزرگی مانند پاریس، لایفاستایل امیلی بسیار رؤیایی بوده و با واقعیت زندگی روزمره فاصله دارد.
فشن در سینما جایگاه خود را طی سالهای اخیر محکمتر کرد و تماشاگران سینما حالا انتظار بیشتری از طراحی لباس در یک فیلم دارند.





















نظرات کاربران (0)
نظر خود را بنویسید